حاج ملا هادي السبزواري

207

شرح مثنوى

ظلّ و ذى ظلّ و آنِ سيّال و زمان و شعلهء جوّاله و دايره و نقطه و حروف و خطوط و نقوش و دريا و موج و حباب و نم و يمّ و امثال اينها ، انسانِ كامل كجا - كه من رآه فقد راى الله ، خاصه لطايف روحيه و سرّيه و خفويهء او - و اينها كجا ؟ ( ( 3323 ) ) عشق او خرگاه بر گردون زده * چون سگ درگاه آن چوپان شده ن 993 2 - ك 335 7 چون سگ درگاه : به سكونها و در بعض نسخ « جان سگ درگاه » به كسرهاست ، و خوب نيست . چه جان مطلق است . ( ( 3326 ) ) رفت جوجى چادر و روبند ساخت * در ميان آن زنان شد ناشناخت ن 993 7 - ك 335 11 جوجى : به دو جيم ، تاجى . چه جوج در فارسى تاج خروس و نحو آن را گويند . ( ( 3329 ) ) يا به آهك يا سترّه بسترش * تا نمازت كامل آيد خوب و خوش ن 993 10 - ك 335 13 سترّه : تيغ كوچك ، كه موى و نحو آن بسترد . ( ( 3330 ) ) گفت سايل آن درازى تا چه حدّ * شرط باشد تا نمازم كم بود ن 993 11 - ك 335 13 آن درازى تا چه حد شرط باشد : اگر بگويى درازى هيچ حدّش شرط كمالِ نماز نيست ، گوييم مراد شرط ستردن است ، به قرينهء سابق . ( ( 3334 ) ) دست زن در كرد در شلوار مرد * خرزه اش بر دست زن آسيب كرد ن ندارد - ك 335 16 خرزه : آلت تناسل عظيم باشد . ( ( 3339 ) ) نعرهء لا ضير بر گردون رسيد * هين ببر كه جان ز جان كندن رهيد ن 993 20 - ك 335 19 * ( لا ضَيْرَ إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ : 26 : 50 ( 1 ) مضمون آيهء شريفه اين است كه باكى نيست اگر فرعون دست و پاى ما را ببرد ، بدرستى كه ما بسوى پروردگار خود باز گشت نماييم .

--> ( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء شعراء ، آيهء 50 . .